لک لکی بر دیوار خانه ام
روزنگاری ها و روز خوانی های من

منع عبور و مرور ساعت ۹ بود.یادمه وقتی به پشت بوم

می رفتیم شهر یه پارچه صدا بود.....شهر که نه شاید

همه ی ایران...سالها گذشت و هر ۲۲ بهمن صداها کم شد

کمتر و کمتر......

تا امشب شنیدم چند نفر که شاید اصلا اون موقع به دنیا

نیومده بودن داد میزدن الله اکبر....و یه مشت بروبچه ی

فسقلی که تا سیاه شدن رگ گردنشون داد میزنن.

از کجا باید می دانستیم که.........

?ژیلا | يكشنبه 21 بهمن 1386 | پیوند | 9 نظر | ارسال نظر
ديار ما! | يكشنبه 21 بهمن 1386
مسعود امين پور مجومردی گفت:
چی بگم دوست خوبم که قابل بحث ندارم سخنی! خاموشم! و ...
به اميد روزهای روشن و آفتابی!
نظر | دوشنبه 22 بهمن 1386
مريم گفت:
سلام.من اون روزا نبودم. دوست داشتم هنوز بعد از گذشت سالها نسل جديد فراموش نکنن که يه روزايی بعضي ها برای اين آب و خاک و آزادی خيلی مايه گذاشتن.ولی حيف...
نظر | دوشنبه 22 بهمن 1386
صمد گفت:
..............
..........................و رنگهای تند اين پرچم
..................هيچوقت بومی نبودند.
نظر | سه شنبه 23 بهمن 1386
لاله گفت:
میبینی بزرگی اش را چگونه کوچک کردند...
نامش را مبتذل کردند ژیلا جان.
نظر | سه شنبه 23 بهمن 1386
قاب من گفت:
امان از سالهای بعد
....................................

ش مثل شو خر
امشب نه ،امشو بیا!
نظر | جمعه 26 بهمن 1386
سروش گفت:
دوست من...:
خانه از پای بست ويران است
نظر | جمعه 26 بهمن 1386
سروش گفت:
نظر | سه شنبه 18 تير 1387
سيده سيران خامسی گفت:
من از تکرار کردن نام۲۲بهمن خیلی متنفرم
نظر | سه شنبه 18 تير 1387
سيده سيران خامسی گفت:
درتاريخ ۲۶بهمن ۱۳۵۷ برادرم سید حسین خامسی توسط اخوندها اعدام شد برای ا ين است که من از تکرار کردن نام۲۲بهمن خیلی متنفرم